۱۳۸۸ آذر ۲۵, چهارشنبه

شعله های سبز بر رسانه " شله زرد" در محرم و اربعین


وقتی" شله زرد" به رسانه سبز ها بدل می شود .
همراه با روکش  و روبان های سبز و هر سبزه ای و تزیین های هدفمند ، شعار های  کل یوم عاشورا ، کل ارض کربلا ،
ما اهل کوفه نیستیم . سلام بر میرحسین



هم صدایی دانشجویان ایرانی از چهار گوشه جهان با دانشجویان پرافتخار و شورآفرین 16 آذر - یک کلیپ اثر بخش از هم نوایی دانشجویان ایرانی درچها ر گوشه دنیا 


وقتی همه  ذهن و فکر وعمل دانشجویان ایرانی از چهار گوشه دنیا با بچه های داخل کشور پیوند برقرار می کند، این صحنه های زیبا را به هم می رساند ، همه با هم برای احقاق حقوق مردم وطن عزیزمان ایران  یکپارچه تر از همیشه ، ...



راستی  ، خالقان این ایده ستودنی  فریاد یک صدا ،  یک کمک فکری به دانشجویان ذوب در ولایت  نمایند ، همان ها که همدیگر را از روی لباس شخصی اشان در صحن دانشگاه می یابند،  تا  حمایت از نظام و ولایت کنند ، انها چگونه باید در فقدان  دانشجویان حامی خود درصحن دنیا  و دانشگاه  های دنیا  ابرازوجود کنند؟



۱۳۸۸ آذر ۱۹, پنجشنبه

تجلیل ازهنرجنبش سبز همزمان با روزجهانی هنر




پاسداشت هنرجنبش سبز.... همزمان با روزجهانی هنر

 همزمان با روزجهانی هنر ، بجاست تا ازیکایک هنرمندان دست اندرکارجنبش سبز، بپاس همراهی موثرشان صمیمانه قدردانی کنیم. آنانکه خالق آثار بدیع و پرمغز و معنا بودند . آثاری که پیام جنبش را از هر زاویه ای بر مردم دنیا نشان داد، و تلاش بی ادعای هر کدام همدلی سبزها و واگویی خواست شان بود، آثاری که هر کدام  به تنهایی شناسه های سبز ها بود.  و تنها در ایران  خلق نشدند  .  آثاری که در نبود تریبون های آزاد و محدودیت های رسانه ای ، خبری و تصویری بسرعت پیام  و زبان و خواست و اتفاقات جنبش سبز را در قالبی ممکن در سبکه های ارتباطی چرخاندند. قدر حضور یکایک این آثار را بیشتر باید بدانیم .آنها که  بی معطلی خلق شدند تا لحظه ای تاریخی را جاودانه سازند . هر کدام سرمایه ای در خیزش جنبش نوپا شدند .  مثلا شاهکاری چون تصویر لحظه بیادماندنی  انگشت  تحکم موسوی در مناظره  انتحاباتی  تجسد یک زمان و برهه تاریخ معاصر است .











۱۳۸۸ آذر ۱۸, چهارشنبه

از "بازداشتگاه پلی تکنیک " تا "دانشگاه اوین" یا صفا و مروه حج دانشجویی

مجید توکلی فرزند پاک و خالص دانشگاه است، او سمبل شفافیت و شور و پویایی نسل دهه بیست است ، سمبل یک دل شیر بی ادعاست ، صداقت یک جوان بی باک و دلسوخته که در طی سال های پر رنج دانشجویی اش ، بدفعات میان "بازداشتگاه پلی تکنیک "و "دانشگاه اوین" جابجا شده ، این چرخه تکراری برای او دیگر جانشین مناسک حج دانشجویی و رفتن میان صفا و مروه درآمده است . اما دردناک است وقتی می بینیم بر وزن جرم های تبلیغ شده نظام ، این دلاور شجاع و پاک نفس ، نه برای جمع خارجی و بیگانه سخن گفته نه برای رادیو ها وتلویزیون ها بلندگو و تریبون دست گرفت. مضحک است که در روز16 آذر که معروف به تجلی اعتراض دانشجو است ، در روز خودش ، از خانه و دانشگاه خودش و از لابلای هم مسلکان و هم فریاد هایش به اسارت برده اند. شرمتان باد که می گویید او را در حین فرار از دانشگاه خودش دستگیر کردید ، لابد اگر او را از صحن دانشگاه تهران یا شریف برده بودید ، حتما لاف جاسوسی هم برایش می زدید ، تا موجی جدید از خشم و نفرت در دانشگاه ها بپا نکردید او را سریع آزاد کنید . دانشجویی که نه وارد حریم خصوصی و حقوقی کسی شده و نه موجب آزار عمومی ، بلکه با شهامت تمام تنها زبان و فریاد هم نسلان دانشجویش بوده است . "مجید توکلی " یکی از هزاران دانشجوی مشارکت کننده در حماسه 16 آذر است ، یادتان باشد به نفع تان است که به افتخارات این افتخار ایران زمین برگی دیگر نیفزایید. 

۱۳۸۸ آذر ۵, پنجشنبه

محرم از تابستان است که به انتظار نشسته تا به داد جنبش سبزبرسد


بهت و حزن جوانان در روزای سرکوب پس از انتخابات



دراستقبال از محرم سراسرسبز ________________________________________
عکس  بالا بروشنی گویای " بغض فرو خورده" از قلب های جوان اما فشرده ، شکسته و شاکی است . قلب هایی که تاوان رای سبزشان ، باتوم وگلوله و شکنجه و اسارت شد............. اما این عکس پرمغز و معنا ، جدا از وصف حال هفته های بعد از انتخابات یا تداعی شوک و بهت ناشی ازسرکوب های بعدی . ناظر بر روایتی روشن تر  اما کاربردی تر هم است :


گویی محرم از تابستان به انتظار نشسته تا همزمان
 با حلولش در زمستان  به داد این جنبش نوپا برسد .


محرم امسال به طور قطع ، هر تجمع اش عرصه نمایش "قدرت" و "قوت "مردم سبز خواهد بود. اینبارمحرم که شش ماهست بی قرارش بودیم ؛ حامی عملیات و اعتراضات مردم ما در این روزهای سرنوشت گردان است . حامی و همساز با روح و روان افکار عمومی ، جوانان و دانشجویان آسیب دیده از دروغ و تقلب و زخمی شده از خشونت و جنایت و سرکوب کور . حالا این جنبش قدرت گرفته است که می رود تا درهر روز محرم ؛ شور و نفوذ قدرت بی بدیلش را به رخ این حرامیان نکبت بکشاند. محرمی که به هزار قابلیت در نشانه ها ونماد هاش در خدمت خواسته های اصیل جنبش سبز است. 


 ....محرم امسال با "غوغای " سبزها "حماسه باران "می شود ......
وقت آن است تا دریای ایده هایمان را کلاسه کنیم 


۱۳۸۸ آذر ۲, دوشنبه

کردان شهید راه جعل : کردان شهیدم ، قسم به اون مدرک پاکت، راهت ادامه دارد ..


شهید راه جعل
جعل کاران درحلقه قدرت ایران امروزکم نیستند ، کسانی که در مسیرنفوذ و پیشرفت و تثبیت  خود بارها دست به جعل برای کسب نداشته های خود زدند . برای خود به مدد دروغ و ریا و اغراق و تقلب ،  سابقه مبارزاتی ، سابقه جبهه ، سابقه نسبت با شهید و شهادت و جعل درکسب مدرک و کسب حقانیت و صلاحیت ...  ساخته اند .
علی کردان یکی از این بی شماران موجود کاربران دولتی جعل و تفلب بود که  نه تنها از بخت بد و طمع بی پایان ، خودرا  به رسوایی در ویترین نشاند،   بلکه قربانی  شناخت  شخصی خود ازروال دست اندکاران جعل  ودیگر کاربران وسیع متقلبان شد . او که پازل  اعتبار و صلاحیت خود را همسان و هم طراز بسیاری از  دولتی ها و مجلسی ها می دید ، باور نداشت که در این میان ، این موج  توفنده "از کجا آورده ای؟؟"  او را تنها نشانه رود.  برای همین بعد از استیضاح و انزوا  جدا شاکی بود. اصراربر توان خدمت ، مدیریت و حسن سابقه سالهای کار خود بر همین  باور بر هم شکلی با بقیه و رواج این پدیده درمیان بقیه هم بود.

باید به دیگر هم سلکان کردان یادآوری کرد که  رسوایی  مدرک کردان و مرحوم شدن او، مانع از رسوایی  آنان نخواهد بود . هم قطارانی که او را به مانند "کیسه بوکسی " در مقابل عصبیت و انزجار افکار عمومی ازافشا نفوذ و کارایی وسیع جعل نشاندند و در سطح قدرت همچنان ماندند. فراموش نکنیم  قاطبه دوستان همراه دیروز او که امروز فریاد می اورند : کردان شهیدم  ، قسم به اون مدرک  پاکت، راهت ادامه دارد ...  




۱۳۸۸ آبان ۲۱, پنجشنبه

تمام مردان مبلغ نظام - قحط الرجال پیش مرگان دولت!

قحط الرجال در آرشیو مردان رهبری و احمدی

چندی است حضور ثابت یا ادواری آقایان  صفار هرندی ، حداد عادل ، ولایتی  و رسایی ...به عنوان   سخنگویان  تمام عیار دولت و نظام در دانشگاه ها یا تریبون های نماز جمعه ، میز گرد های تلویزیونی ، مناظره های تشریفاتی  و سخنرانی در تجمع های دولتی ...یک قاعده  شده است ، بی آنکه نه چنان سابقه قبلی از حضورمثبت و کلیدی  اینان در این مجامع  موجود است و  نه قرابت و سنخیتی با طیف شنوندگان و مخاطبان  و نه اصلا  سابقه ای  معتبرو مقبول  درحوزه  نقد و نظر نه فن سخنوری....باید پرسید  از تکرارو تسلسل و حتی اصرار موجود در حضور این افراد ثابت  چه عاید شده ودلیل اصرار برانتخاب سخنران از میان یک  حلقه بسته رجال چیست ؟؟؟و قتی  صفار  هرندی  برغم تمام آلرژی  موجود و موج اعتراضات نمادین ،  بازهم دست از حضورناامن در سالن های ملتهب  دانشجویی بر نمی دارد .  این سئوال پیش می اید مگر ایشان چند سخنرانی در دوران وزارتش در مراکز اکادمیک و غیرآکادمیک داشت که این سری جدید و طلایی اش باشد.  چرا صفار اینجا ، آنجا .... هر جا؟
(از مرتضی نبوی و محبیان و حسین شریعتمداری نام نمی برم چرا که بهرحال  تریبون روزنامه شان همان بس است و اگر هر سابقه و اسم و نشانی  دارند  بخاطر روزنامه تحت تسلط شان است و بس....)


راستی  کدام  عقلانیت وتدبیر موجود،  مشوق  انان یا دولت حامی انان است که باز هم  باید "ماموریت برآشفتن" برای  صفار و سایرین تمدید  شود . اجبار ؟ نبود کوتوله های معتمد؟  یا هر دو ؟... یک لحظه آرشیوناچیز مردان رهبر ی و احمدی  را ببینید تا علت  مصرف  از این حلقه بسته اافراد  معلوم شود . الزام جان نثاری  مداوم  رجال نامبرده ... مربوط به همین قحطی  مردان کارگزار وصاحب نقد و نظر درنیابت از رهبر و دولت رهبرهم است .  اما از بخت بد،  برغم حضور های ناموفق و بی اثر این افراد و برغم  توجیه  ظلم نظام  و بافت دروغ  و تحریف ازوقایع واصرار  بر صحت نتایج ا نتخابات بازهم  بخاطر فقدان منطق و نفوذ کلام و حسن اعتبار ازاین حجم تریبون های در اختیار و انحصار کودتا چیان تاکنون بهره لازم نبرده اند. اینک  آرشیو باقیمانده ازمردان همیشه در صحنه ، که کاش محبوبیتی دا شتند  یا دراصل موضوع  صاحب نام و آوازه بودند  سندی است از اوج ناکارآمدی ونشانی از ریزش نیروهای قبلی و از کارآفتادگی پتانسیل های  شناخته شده  معرف نظام دارد. ببینید دیگر چه کسانی از لیست پرشمار نشستگان برسفره پرخوان و برکت  نظام مانده است تا حاضربه ترور و شخصیت  منتسب بخود باشند. بعید نبود اگر همین افراد هم  تا حالا  گیر روابط خویشاوندی و فالوده خوری با رهبر و گماشته رهبر نبودند ،  هزار بار در سوراخ های  خود و پشت صحنه  های کودتا خزیده بودند.








۱۳۸۸ آبان ۱۵, جمعه

دیدید روز بعد از 12 آبان و التیماتوم من به مجلس ، مردم چه حمایتی رواز من تو کوچه خیابون نشون دادن!!!


...."صدای حمایت "ملت ایران" رو که خودتون شنیدین!!"....

 احمدی نژاد بعد ازعقب نشینی مجلس در طرح یارانه ها و واگذاری  نظارت تام ان به دولت کودتا




چشمه ای از فتوحات 100 روز سبز: غافلگیری یا غفلت  




حدود 150 روزپیش ، مردم ایران فریب بزرگی خوردند . آقای رهبر که درخیال خود دنیا و ایده آل هایی داشت ، ضمن بازی دادن وقت و سرمایه و برنامه میلیونها ایرانی ، آنچه را که خود خواست از صندوق بیرون کشاند ، مردم و قضاوت افکار عمومی را هیچ گرفت ، و به اتکای سپاه فربه شده ، دستورسرکوب منکرین را داد.
دیروز :
روزهایی  بود که همه در موضع انکار واقعیت  بودند ، بر اثرآوار بهت در روزهای اول و ناباوری از اینهمه وسعت گستاخی ،  گویی  گرد مرگ  بر شهر پاشانده اند ،پذیرش دروغها  انهم با سخیف ترین اشکال عرضه شده از رسانه های حکومت  غیر ممکن بود بررسی فرمایشی نتایج و کننرل ان ، مردم و کاندیداهای معترض  را از پیگیری های قانونی مایوس داشت .و بدتر از آن هر روز  ادبیات  بکار گرفته شده و لحن کلام رهبرو گماشته هایش ، بیش از اصل  تقلب  روح  مردم  را خراشید و عاصی تر کرد.
این  ناچیز شمردن خواست و رای مردم دراعتراض به روند انتخابی در اداره کشور، بهانه اصل  نیروی محرکه فریاد و اعتراض در خیابان   و واکنش های متکثر بود ،  قوای دیکتاتور که تمام محاسباتش بر تسلط بر خیابان و بستن رسانه ها بود ، از درک رسانه های مجازی و فضاهای ارتباطی مجازی قاصر بود ، شهروندان خبرنگار را که چریکی گزارش تهیه می کردند را نمی شناخت و اصلا تصور نمی کردند که این قابلیت ها در اختیار جوانان اینچنین قدرتمند ظاهر شود.

امروز: 
انان خود را برای 10 روز اعتراض و های و هوی و سرکوب  آماده کرده بودند ....  اما حالا مجبور بودند که ادامه دهند .  ادامه یک روش قدیمی رعب و اهانت و سانسور .... در مقابل خلاقیت و جنب و جوش متداوم و متکثر نسلی جوان و جمع فرهیخته اجتماع که با انان همدوش و همراه است .
نتیجه انکه اگر در روز اول ما از برنامه کودتاچیان غافلگیر شدیم و تا زانو درغم رفتیم و نمایش کودتاچیان  را دیدیم ، امروز انان هستند که باید هر لحظه مواجه با 2000 صحنه از مخالفت ها و اعتراض  و بدعت های جدید  در لغو محدودیت ها ببینند .
این وجه تفارق ، کلید فتوحات جنبش سبز بوده است را ما  باید قدر بدانیم و به آن ببالیم  .... دریایی از خلاقیت در واکنش های لحظه ای ، به استهزا کشیدن  ارکان  و حامیان کودتا ، موشکافی ها و کالبد شکافی  دروغ ها و ژست های پوشالی ....
ما باید  بهتر"مشترکات همه گیرمان را  به مدد همان شبکه های ارگانیک  اجتماعی " سازمان دهیم . فراموش نکنیم که تظاهرات های میلیونی  13 آبان یا روز قدس تنها یک وجه از جوشش سبز ها بود.خلاقیت تک تک اعضای سبز است که این جنبش را بی نیاز از بودجه و پول و مبصر و مرید کرده ... 
اصل این سردرگمی و نبود ایده های  موثر مواجهه و مقابله آنان است . اطرافیان آقای رهبر ، صلب تر و منجمد تر از ا ن هستند تا از خود طرحی نو در افکنند.  آنان مثل اصحاب کهف از خواب بیدار شده اند و تازه دارند کیبورد  (صفحه کلید  کامپیوتر) را می شناسند. 








۱۳۸۸ آبان ۱۳, چهارشنبه

ارزش کمی راه پیمایان امروز


شاید بسیاری  از ما در حسرت یکپارچگی جمعیت حاضر و معترض در راه پیمایی 13 آبان ماندیم . چرا که بالاخره  موج جمعیت بهم متصل و یک پارچه در راه پیمایی روز قدس ، واقعا یک  دستاورد ستودنی و مثل زدنی پیش روی ما و ناظرین بود  و خاری در چشم   طراحان  کودتا....هم تاثیر چشمی  و پیام روشن آن انبوه جمعیت بود که این بار" اتاق فکر" کودتا را واداشت تا به کریه ترین اشکال ممکن ، مانع از بهم پیوستن جویبارهای انسانی  شود. با تمام قوا زد و پراکند  تا گلو گاه ها و شریان ها ی شهر را به کنترل درآورد. تا مبادا دوربین ها از گوشه ای مقیاس جمعیتی که ریسک حضور در خیابان را به جان خریدند، یک بار دیگر در یک شات  آفتابی شوند.
امروز واقعا روز سخت و نفس بری بود ، اینبار سبزها صد پاره بودند ، بطور طبیعی از فشار باتوم و تهدیدها می گریختند و در خیابان ها ی کوچکتر و در کنار هم احساس ایمنی موقت خود را یافتند. ماندن و بهم پیوستن  در شرایط غیر قابل پیش بینی  ، موضوعی نبود که رسانه ها و دنیا نسبت به ان بی تفاوت باشد.
ترکیب جمعیت های گرد امده از هر دو طرف  و نشانه های در اختیار انان و معنی جست و خیز آنان را نیازی نیست تا یک جامعه شناس  برشمرد. در افکار عمومی دنیا همیشه ارزش کمی  آن مردم که دور از چتر حمایت قوای حاکم بهم می رسند ، بمراتب بیشتر است.  اعتراض های دیروز  هر چه بیشتر پراکنده  به کوچه ها و خیابان های فرعی  کشانده شد . مردمی تر ، خودی تر و ملموس تر با سایر شهروندان شد.  امان از دشمن نادان  که   هر بار خودی نشان می دهد ، مبارزه  ای آسان تر و همه گیر تر برای مان فراهم می کند .

۱۳۸۸ شهریور ۲۵, چهارشنبه

سبز ها ی قدس ، باید هر آن در حال رصد کردن و خنثی کردن مکر مکاران کودتا باشیم . علایم هشدارو بیدارباش!

بهتر است در عین توجه ویژه  و حضوردر مراسم قدس ، گوشه چشمی هم به تحرکات و سیاست گذاری های کودتاچیان داشته .
باشیم ، علامت ها و جو سکوتی که دراین دو روز آ  غاز شده حکایت از اقدام به انجام کاری خلاف و مکر و تقلبی دیگر دارد
احساس من می گوید اینان درحال  انجام تصاحب حضور مردم به روشی غیر اخلاقی دیگر هستند، ... سکوت رسانه ها ی خبری و ، پیش آگهی از دعوت به حضور، مجوز تعطیلی روزهای فبل و بعد از روز عید فطر برای کم کردن ساکنیین تهران در این ایام 
برزنت های دورادور دانشگاه تهران ، تغییرعامدانه  امام جمعه و نیزگنجاندن  سخنرانی احمدی نژاد  ( زوج نفرت انگیز برای این مناسبت) نمی تواند بی تفسیر و دلیل باشد ، از طرفی آنان باز هم از فراخوان سران جنبش سبز به حضور استفاده خواهند کرد ، 
تا بزعم خود روز قدس را گرم کنند. من مطمدنم در مقابل حماسه حضور سبز ها شاهد وقاحت بی بدیل این ها هم خواهیم بود ،  که با همکاری دستگاه دروغ ساز صدا و سیما و ترفند های تصویری این سند سازی در حال آماده شدن است .احمدی نژاد در آستانه حضور در نیویورک ، نیازمند مانور بر پایه پشتوانه مردمی است . بهمین خاطر ما هم باید آماده در خنثی کردن طرح آماده بر روی میز آنان

۱۳۸۸ شهریور ۲۴, سه‌شنبه

پیام نامه سروش : تحرکی جدید به واژه ها

 
نامه خوش هنگام دکتر سروش شاهکار یک خطابه و زینهاری برخاسته از تاریخ غنی ادبی ما بود . ذوب شدگان در ولایت و خود ولایت را از خجالت  ذوب نمود و کمک بزرگی در نظارت سبز ها به کلام جاری او در نماز جمعه بود ، آینه ای شد تا در مقابل سو تفسیر دینی اوباتکا ادبیات غنی و برخاسته از گنج ادب فارسی او را خطاب کند ، انگار به سبز ها ریشه ای دواند و آنان را در دامن وآژگان اصیل و ذخایر ملی خود برگرداند، باورمان شد که نیازی به فریاد کشیدن و سینه چاک کردن و جیغ کشیدن نیست ، می توان با برخورداری از انرژی کلام غنی فارسی ، مطالبات خود را نمایاند و تفسیر از اوضاع را به گوش حاکمان  نامردمی رساند  
  به باورم همبن می تواند ارزش کار و ارسال خبر و نقد اینترنت و لینک ها را بنماید ، انرژی های خود را ارزان از دست ندهیم .تکرار نامرتب  و وارفته یک خبر خوب از ارزش خبری آن کم می کند.

روز قدس به سبزها سلام می کند

۱۳۸۸ مرداد ۱۷, شنبه

فاصله میان هپروت وجبروت های مدعیان نقد جنبش سبز

شرایط هموطن های به جوش امده در ایران همچنان ملتهب است ، بعضی ها خواسته یا ناخواسته در میان میدان هستند ، عزیزی را در بازداشت یا آسیب دیده دارند ، بعضی ازرویه ها امنیتی رو به فزون ، آسیب کاری و جانی و مالی و حرمت شکنی دیده اند، بعضی از طریق اخبارمنتشره وپرالتهاب در اینترنت و تلویزیون های خارجی در مسیری قرار گرفتند که در دو ماه پیش لحظه ای از آن را متصور نبودند، قاطبه کثیری از هموطنانی که نه روی خوشی به سیاست داشتند نه از آن خیری دیده بودند و حداکثر تلاش خود را داشتند تا از وقایع منسوب به ان با احتیاط عبور کنند ، حالا تا زانو در تلاطم های آمده از نتایج غیر واقعی انتخابات گرفتارشده اند ، اگر هم مستقیما با صحنه های آن مواجه نباشند ، ذهن ها درگیر خبر و تحلیل و در انتظار از وقوع پرده های بعدی است ، آوار خبری این دو ماه ، امکان مکث و تحلیل و شکافاندن ابعاد دیگر خبر را نمی دهد، اگر 10 سال پیش ماجرای کوی دانشگاه ، خوراک خبری 10 ساله راتامین کرد حالا فاجعه کوی امسال در میان سایراخبار گم شده است ، از آن طرف امکان به عمق رفتن اخبار و بالتبع جمع بندی منسجم بسان یک روند را موکول به ایام آتش بس خبری می کنیم ، آیا این خود یک انفعال حاصل از تب سیاسی نیست ، که در ضمن اعلام برائت از علائم و برآیندهای کنش های سیاسی ، زندگی روزانه را با اخبار ایران امروزتمام می کنیم ومنتظر بازی امواج حوادث ایران فردا می مانیم ، انچه که دیگر در این میان رنگ باخته این ژست همیشه روشنفکرو عافیت خواه ما است که امروز واقعا سرگردان در میان قطب بندی های جدید مانده است .

در باره ساز و احوال روشنگری ِ ما!!

از قدیم گفتن هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد، بطور مثال برداشت حاصله از سه حالت زیر: 1. لحظاتی پس از فوت ناگهانی فردی، اطرافیان و شاکیان مرحوم از بدی ها و بی کفایتی ها و زشتی قیافه و ناکارآمدی مرحوم یاد کننند. 2 . در پاگیری یک ازدواج معمولی اونم با کف رضایت طرفین ، غرغر های پراکنده و گسسته و توقعات اطرافیان در یادآوری رسم و رسومات و خط و نشون کشیدن ها شروع میشه، آنهم نه مختوم به انصراف که مختوم به دلمردگی طرفین !!! 3 . از احساس یک مال باخته ؛ که در پی دادخواهی اش ، محکوم و مقصر شناخته می شود آنهم به خاطر مزایای مرغوبیت کالای مسروقه اش!! .... اما... من کاری به امکان استفاده از این مثل قدیمی در شرایط مبتلابه رو ندارم . چیزی که عینی ، عملی و علنی و شهودی قابل دریافت است ، خیلی خیییییلی بیش ازاینه .. این روزا جدا از هر تفسیر شخصی که هر کدوم در لابلای تعقیب اخبار و خواندن تحلیل ها و لینک های این و اون داریم ، یک امکان و قابلیت هم یافتیم تا تسلط همه جانبه صاحبان نقد و علاقمندان تفسیر ها رو هم از زوایای رعایت موارد زیر محک زنیم: ( مثل همون رعایت باید نباید های مقاله نویسی های علمی ) هنر اولویت بندی - هنر دسته بندی مطالبات - هنر سامان دهی و تسبیح کردن مطالب قابل عرضه و قابل استناد - هنر پردازش و سمت و سو گیری تفسیر از آغاز تا پایان - هنر ارجاع به فکت های تاریخی - هنر مطابقت دادن مقدمه چینی با نتیجه گیری - هنر چینش فاکتورهای پس زمینه و پیش زمینه - هنر انگیختگی احساس - هنر نسبت بین قیود زمان و مکان با محتوای قابل عرضه - هنر ابراز دو کلمه حرف حساب بدور ازپارازیت و نمایش اندوخته های عصبی فکر نمی کنم فارغ از شرایطی که مبتلای آنیم؛ این قدرت تشخیص ضرورت ها و اصالت تراشی دستاورد کمی باشد .

۱۳۸۸ تیر ۱۷, چهارشنبه

مگس کشی در مقابل دیدگان

من قصد ندارم به زوایای عام نقد آقای احمدی نژاد بپردازم ، اما حرکت شکار بی ثمر او در مقابل دوربین در آغاز کلام دیشب ایشان باز هم روزنی شد تا خود رفتار و سکنات ناشایست او دور از شان یک مقام ارشد باشد. بیایید یک لحظه آن را با عکس العمل های آنی هر شخص دیگری که در ذهن داریم مقایسه کنیم ، تا راحت تر ازطریق "ظرف خلق و خوهای او" حرکات وتمایلات او را ریشه یابی کرد. واقعا آیا عکس العمل محسن رضایی ، کرباسچی ، لاریجانی ، باهنر، توکلی ، خاتمی ، ولایتی ، متکی ، جنتی ، .... در موقعیتی مشابه همین می شد. اثبات وجود این حس مقابله کور و محو خواهی هر مزاحم و قلع و قمع کردن را در تمایلات احمدی تژاد در این سکانس را خوشبختانه ما ایرانی ها به عین دیدیم ، بهتر از این روایت ! کشتن مگس مگر وظیفه اوست ، و تازه چرا نیت کشتن!!! بعد هم بی اعتنایی و نادیده گرفتن ، آنهم درست در لحظه انعقاد کلام سلام و.... احمدی نژاد اگر اصالت و خلوص و شخصیتی فردی داشت می توانست مثل اوباما وقفه ای بسازد و دوربین و مردم را در تعقیب مگس همراه کند. و از این کار صمیمیتی خلق کند، تفاوت منش های این دو شاید در همین سکانس بخوبی عیان شد . واقعا ای کاش روان و منش های شخصی و سخیف احمدی نژاد ، توسط دریافت مشاوره از اساتید روان شناسی و جامعه شناسی به کنترل در می امد. حتی اگر ایدئولوژی و تفکرات افراطی اش دست نمی خورد.

۱۳۸۸ تیر ۱۶, سه‌شنبه

موانع سبزها :1. اهل تزویر وانفعال

آیران این روزها از هر زاویه ای قابل نظر و تامل و تحقیق است. فارغ از دریچه سیاسیون و صف بندی های ابلاغی ، حس و دریافت فردی است که می گوید 22 خرداد واقعا یک نقطه عطف است در مناسبات و برنامه ریزی و چرخش کار ما ایرانی ها، ما ا.ز ان روز مواجه با واقعیتی عریان شدیم ، ما مواجه با تغییر و تندی در لحن کلام و خطابه ها شدیم ، ما مواجه با اخطار ها شدیم، ما مواجه با یک کوه از آوار بهت شدیم ، قبل از آنکه به خود بیاییم و از موضع انکار آنچه پیش رویمان گذاشتند؛ خود را خلاص کنیم. راستی من نمی دانم عوارض آنچه از آن روز وارد قلمرو زندگی و برنامه های ما شده تا چه حد مشترک است سمی است فراگیر یازهری است همه گیریا موجی است که بعضی را می بلعد و از بعضی می گذرد. نمی توانم از لفظ همه گیر استفاده کنم ، چه همیشه هستند آدمهایی با دنیایی تز و فرضیه و گلایه و شکایه و نظریه که دور از لحظه مواجهه نافی همه چیزند ، در لحظه رویارویی ، می شوند شخص ثالث و ناظر، از زمینه های ظهور و حضور تبری می جویند و باز همه چیز را خط خطی می کنند. این آدم ها ی آشنا دورادور مان را بستند، حرف حساب ندارند. نمی گذارند برای یک لحظه هوایی بیاد شاید که آنان هم از تازگی آن حض برند. اینها همان ها هستند که در سایر ارکان زندگی درگیرند و پرمسئله ، در دوستی آزار و محورطلبند ف در همسری و برادری و خواهری و فرزندی پرخاشگر و کینه جو و ناسازگار و غرغرو... این ها همه نشانه هایی است که می توان پیشاپیش دانست که من و شما همدل های خود راپیدا کنیم و بدانیم که با چه کسانی می توان در مسیر" سبز" همراهی کرد.

۱۳۸۸ تیر ۱۵, دوشنبه

سرآغاز

هر چند دراین طریق نوشتنُ نگاهم به کیلومتر صفر که می افتد دست و پا جمع می کنم...می بینم برای مستمر نوشتن همت و حوصله و تشویق و انگیزه و تیزبینی و سرسختی و عشق و علاقه و... خیلی خیلی بسته های تشویقی نیاز دارم... تا قدمی حماسی بردارم اما این شیوه نگارش هم خود بحد کفایت برخوردار از نیروی محرکه عملی هست که امیدوارم در مورد من هم کاری باشد... پس بقول مرحوم پدر اول کار... بسم الله و بحول الله ...

چیست و کیست؟

اینجا محل فرود آنی و گهگاهی کلام از محیط ذهنی من است : همان خلوت گزیده برای نکته بینی یا نقطه بینی از دلخوشی های کار و زندگی ، فرصتی برای درک بهتر از دنیای بیرون و آرا برآمده از جدال درون ، اما تخته سیاه جمع و تفریق های تو از آنچه یافتی سپاس از آنکه دمی با من همراهی

بايگانی وبلاگ