قحط الرجال در آرشیو مردان رهبری و احمدی
چندی است حضور ثابت یا ادواری آقایان صفار هرندی ، حداد عادل ، ولایتی و رسایی ...به عنوان سخنگویان تمام عیار دولت و نظام در دانشگاه ها یا تریبون های نماز جمعه ، میز گرد های تلویزیونی ، مناظره های تشریفاتی و سخنرانی در تجمع های دولتی ...یک قاعده شده است ، بی آنکه نه چنان سابقه قبلی از حضورمثبت و کلیدی اینان در این مجامع موجود است و نه قرابت و سنخیتی با طیف شنوندگان و مخاطبان و نه اصلا سابقه ای معتبرو مقبول درحوزه نقد و نظر نه فن سخنوری....باید پرسید از تکرارو تسلسل و حتی اصرار موجود در حضور این افراد ثابت چه عاید شده ودلیل اصرار برانتخاب سخنران از میان یک حلقه بسته رجال چیست ؟؟؟و قتی صفار هرندی برغم تمام آلرژی موجود و موج اعتراضات نمادین ، بازهم دست از حضورناامن در سالن های ملتهب دانشجویی بر نمی دارد . این سئوال پیش می اید مگر ایشان چند سخنرانی در دوران وزارتش در مراکز اکادمیک و غیرآکادمیک داشت که این سری جدید و طلایی اش باشد. چرا صفار اینجا ، آنجا .... هر جا؟
(از مرتضی نبوی و محبیان و حسین شریعتمداری نام نمی برم چرا که بهرحال تریبون روزنامه شان همان بس است و اگر هر سابقه و اسم و نشانی دارند بخاطر روزنامه تحت تسلط شان است و بس....)
راستی کدام عقلانیت وتدبیر موجود، مشوق انان یا دولت حامی انان است که باز هم باید "ماموریت برآشفتن" برای صفار و سایرین تمدید شود . اجبار ؟ نبود کوتوله های معتمد؟ یا هر دو ؟... یک لحظه آرشیوناچیز مردان رهبر ی و احمدی را ببینید تا علت مصرف از این حلقه بسته اافراد معلوم شود . الزام جان نثاری مداوم رجال نامبرده ... مربوط به همین قحطی مردان کارگزار وصاحب نقد و نظر درنیابت از رهبر و دولت رهبرهم است . اما از بخت بد، برغم حضور های ناموفق و بی اثر این افراد و برغم توجیه ظلم نظام و بافت دروغ و تحریف ازوقایع واصرار بر صحت نتایج ا نتخابات بازهم بخاطر فقدان منطق و نفوذ کلام و حسن اعتبار ازاین حجم تریبون های در اختیار و انحصار کودتا چیان تاکنون بهره لازم نبرده اند. اینک آرشیو باقیمانده ازمردان همیشه در صحنه ، که کاش محبوبیتی دا شتند یا دراصل موضوع صاحب نام و آوازه بودند سندی است از اوج ناکارآمدی ونشانی از ریزش نیروهای قبلی و از کارآفتادگی پتانسیل های شناخته شده معرف نظام دارد. ببینید دیگر چه کسانی از لیست پرشمار نشستگان برسفره پرخوان و برکت نظام مانده است تا حاضربه ترور و شخصیت منتسب بخود باشند. بعید نبود اگر همین افراد هم تا حالا گیر روابط خویشاوندی و فالوده خوری با رهبر و گماشته رهبر نبودند ، هزار بار در سوراخ های خود و پشت صحنه های کودتا خزیده بودند.
چندی است حضور ثابت یا ادواری آقایان صفار هرندی ، حداد عادل ، ولایتی و رسایی ...به عنوان سخنگویان تمام عیار دولت و نظام در دانشگاه ها یا تریبون های نماز جمعه ، میز گرد های تلویزیونی ، مناظره های تشریفاتی و سخنرانی در تجمع های دولتی ...یک قاعده شده است ، بی آنکه نه چنان سابقه قبلی از حضورمثبت و کلیدی اینان در این مجامع موجود است و نه قرابت و سنخیتی با طیف شنوندگان و مخاطبان و نه اصلا سابقه ای معتبرو مقبول درحوزه نقد و نظر نه فن سخنوری....باید پرسید از تکرارو تسلسل و حتی اصرار موجود در حضور این افراد ثابت چه عاید شده ودلیل اصرار برانتخاب سخنران از میان یک حلقه بسته رجال چیست ؟؟؟و قتی صفار هرندی برغم تمام آلرژی موجود و موج اعتراضات نمادین ، بازهم دست از حضورناامن در سالن های ملتهب دانشجویی بر نمی دارد . این سئوال پیش می اید مگر ایشان چند سخنرانی در دوران وزارتش در مراکز اکادمیک و غیرآکادمیک داشت که این سری جدید و طلایی اش باشد. چرا صفار اینجا ، آنجا .... هر جا؟
(از مرتضی نبوی و محبیان و حسین شریعتمداری نام نمی برم چرا که بهرحال تریبون روزنامه شان همان بس است و اگر هر سابقه و اسم و نشانی دارند بخاطر روزنامه تحت تسلط شان است و بس....)
راستی کدام عقلانیت وتدبیر موجود، مشوق انان یا دولت حامی انان است که باز هم باید "ماموریت برآشفتن" برای صفار و سایرین تمدید شود . اجبار ؟ نبود کوتوله های معتمد؟ یا هر دو ؟... یک لحظه آرشیوناچیز مردان رهبر ی و احمدی را ببینید تا علت مصرف از این حلقه بسته اافراد معلوم شود . الزام جان نثاری مداوم رجال نامبرده ... مربوط به همین قحطی مردان کارگزار وصاحب نقد و نظر درنیابت از رهبر و دولت رهبرهم است . اما از بخت بد، برغم حضور های ناموفق و بی اثر این افراد و برغم توجیه ظلم نظام و بافت دروغ و تحریف ازوقایع واصرار بر صحت نتایج ا نتخابات بازهم بخاطر فقدان منطق و نفوذ کلام و حسن اعتبار ازاین حجم تریبون های در اختیار و انحصار کودتا چیان تاکنون بهره لازم نبرده اند. اینک آرشیو باقیمانده ازمردان همیشه در صحنه ، که کاش محبوبیتی دا شتند یا دراصل موضوع صاحب نام و آوازه بودند سندی است از اوج ناکارآمدی ونشانی از ریزش نیروهای قبلی و از کارآفتادگی پتانسیل های شناخته شده معرف نظام دارد. ببینید دیگر چه کسانی از لیست پرشمار نشستگان برسفره پرخوان و برکت نظام مانده است تا حاضربه ترور و شخصیت منتسب بخود باشند. بعید نبود اگر همین افراد هم تا حالا گیر روابط خویشاوندی و فالوده خوری با رهبر و گماشته رهبر نبودند ، هزار بار در سوراخ های خود و پشت صحنه های کودتا خزیده بودند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر