۱۳۸۸ آذر ۵, پنجشنبه

محرم از تابستان است که به انتظار نشسته تا به داد جنبش سبزبرسد


بهت و حزن جوانان در روزای سرکوب پس از انتخابات



دراستقبال از محرم سراسرسبز ________________________________________
عکس  بالا بروشنی گویای " بغض فرو خورده" از قلب های جوان اما فشرده ، شکسته و شاکی است . قلب هایی که تاوان رای سبزشان ، باتوم وگلوله و شکنجه و اسارت شد............. اما این عکس پرمغز و معنا ، جدا از وصف حال هفته های بعد از انتخابات یا تداعی شوک و بهت ناشی ازسرکوب های بعدی . ناظر بر روایتی روشن تر  اما کاربردی تر هم است :


گویی محرم از تابستان به انتظار نشسته تا همزمان
 با حلولش در زمستان  به داد این جنبش نوپا برسد .


محرم امسال به طور قطع ، هر تجمع اش عرصه نمایش "قدرت" و "قوت "مردم سبز خواهد بود. اینبارمحرم که شش ماهست بی قرارش بودیم ؛ حامی عملیات و اعتراضات مردم ما در این روزهای سرنوشت گردان است . حامی و همساز با روح و روان افکار عمومی ، جوانان و دانشجویان آسیب دیده از دروغ و تقلب و زخمی شده از خشونت و جنایت و سرکوب کور . حالا این جنبش قدرت گرفته است که می رود تا درهر روز محرم ؛ شور و نفوذ قدرت بی بدیلش را به رخ این حرامیان نکبت بکشاند. محرمی که به هزار قابلیت در نشانه ها ونماد هاش در خدمت خواسته های اصیل جنبش سبز است. 


 ....محرم امسال با "غوغای " سبزها "حماسه باران "می شود ......
وقت آن است تا دریای ایده هایمان را کلاسه کنیم 


۱۳۸۸ آذر ۲, دوشنبه

کردان شهید راه جعل : کردان شهیدم ، قسم به اون مدرک پاکت، راهت ادامه دارد ..


شهید راه جعل
جعل کاران درحلقه قدرت ایران امروزکم نیستند ، کسانی که در مسیرنفوذ و پیشرفت و تثبیت  خود بارها دست به جعل برای کسب نداشته های خود زدند . برای خود به مدد دروغ و ریا و اغراق و تقلب ،  سابقه مبارزاتی ، سابقه جبهه ، سابقه نسبت با شهید و شهادت و جعل درکسب مدرک و کسب حقانیت و صلاحیت ...  ساخته اند .
علی کردان یکی از این بی شماران موجود کاربران دولتی جعل و تفلب بود که  نه تنها از بخت بد و طمع بی پایان ، خودرا  به رسوایی در ویترین نشاند،   بلکه قربانی  شناخت  شخصی خود ازروال دست اندکاران جعل  ودیگر کاربران وسیع متقلبان شد . او که پازل  اعتبار و صلاحیت خود را همسان و هم طراز بسیاری از  دولتی ها و مجلسی ها می دید ، باور نداشت که در این میان ، این موج  توفنده "از کجا آورده ای؟؟"  او را تنها نشانه رود.  برای همین بعد از استیضاح و انزوا  جدا شاکی بود. اصراربر توان خدمت ، مدیریت و حسن سابقه سالهای کار خود بر همین  باور بر هم شکلی با بقیه و رواج این پدیده درمیان بقیه هم بود.

باید به دیگر هم سلکان کردان یادآوری کرد که  رسوایی  مدرک کردان و مرحوم شدن او، مانع از رسوایی  آنان نخواهد بود . هم قطارانی که او را به مانند "کیسه بوکسی " در مقابل عصبیت و انزجار افکار عمومی ازافشا نفوذ و کارایی وسیع جعل نشاندند و در سطح قدرت همچنان ماندند. فراموش نکنیم  قاطبه دوستان همراه دیروز او که امروز فریاد می اورند : کردان شهیدم  ، قسم به اون مدرک  پاکت، راهت ادامه دارد ...  




۱۳۸۸ آبان ۲۱, پنجشنبه

تمام مردان مبلغ نظام - قحط الرجال پیش مرگان دولت!

قحط الرجال در آرشیو مردان رهبری و احمدی

چندی است حضور ثابت یا ادواری آقایان  صفار هرندی ، حداد عادل ، ولایتی  و رسایی ...به عنوان   سخنگویان  تمام عیار دولت و نظام در دانشگاه ها یا تریبون های نماز جمعه ، میز گرد های تلویزیونی ، مناظره های تشریفاتی  و سخنرانی در تجمع های دولتی ...یک قاعده  شده است ، بی آنکه نه چنان سابقه قبلی از حضورمثبت و کلیدی  اینان در این مجامع  موجود است و  نه قرابت و سنخیتی با طیف شنوندگان و مخاطبان  و نه اصلا  سابقه ای  معتبرو مقبول  درحوزه  نقد و نظر نه فن سخنوری....باید پرسید  از تکرارو تسلسل و حتی اصرار موجود در حضور این افراد ثابت  چه عاید شده ودلیل اصرار برانتخاب سخنران از میان یک  حلقه بسته رجال چیست ؟؟؟و قتی  صفار  هرندی  برغم تمام آلرژی  موجود و موج اعتراضات نمادین ،  بازهم دست از حضورناامن در سالن های ملتهب  دانشجویی بر نمی دارد .  این سئوال پیش می اید مگر ایشان چند سخنرانی در دوران وزارتش در مراکز اکادمیک و غیرآکادمیک داشت که این سری جدید و طلایی اش باشد.  چرا صفار اینجا ، آنجا .... هر جا؟
(از مرتضی نبوی و محبیان و حسین شریعتمداری نام نمی برم چرا که بهرحال  تریبون روزنامه شان همان بس است و اگر هر سابقه و اسم و نشانی  دارند  بخاطر روزنامه تحت تسلط شان است و بس....)


راستی  کدام  عقلانیت وتدبیر موجود،  مشوق  انان یا دولت حامی انان است که باز هم  باید "ماموریت برآشفتن" برای  صفار و سایرین تمدید  شود . اجبار ؟ نبود کوتوله های معتمد؟  یا هر دو ؟... یک لحظه آرشیوناچیز مردان رهبر ی و احمدی  را ببینید تا علت  مصرف  از این حلقه بسته اافراد  معلوم شود . الزام جان نثاری  مداوم  رجال نامبرده ... مربوط به همین قحطی  مردان کارگزار وصاحب نقد و نظر درنیابت از رهبر و دولت رهبرهم است .  اما از بخت بد،  برغم حضور های ناموفق و بی اثر این افراد و برغم  توجیه  ظلم نظام  و بافت دروغ  و تحریف ازوقایع واصرار  بر صحت نتایج ا نتخابات بازهم  بخاطر فقدان منطق و نفوذ کلام و حسن اعتبار ازاین حجم تریبون های در اختیار و انحصار کودتا چیان تاکنون بهره لازم نبرده اند. اینک  آرشیو باقیمانده ازمردان همیشه در صحنه ، که کاش محبوبیتی دا شتند  یا دراصل موضوع  صاحب نام و آوازه بودند  سندی است از اوج ناکارآمدی ونشانی از ریزش نیروهای قبلی و از کارآفتادگی پتانسیل های  شناخته شده  معرف نظام دارد. ببینید دیگر چه کسانی از لیست پرشمار نشستگان برسفره پرخوان و برکت  نظام مانده است تا حاضربه ترور و شخصیت  منتسب بخود باشند. بعید نبود اگر همین افراد هم  تا حالا  گیر روابط خویشاوندی و فالوده خوری با رهبر و گماشته رهبر نبودند ،  هزار بار در سوراخ های  خود و پشت صحنه  های کودتا خزیده بودند.








۱۳۸۸ آبان ۱۵, جمعه

دیدید روز بعد از 12 آبان و التیماتوم من به مجلس ، مردم چه حمایتی رواز من تو کوچه خیابون نشون دادن!!!


...."صدای حمایت "ملت ایران" رو که خودتون شنیدین!!"....

 احمدی نژاد بعد ازعقب نشینی مجلس در طرح یارانه ها و واگذاری  نظارت تام ان به دولت کودتا




چشمه ای از فتوحات 100 روز سبز: غافلگیری یا غفلت  




حدود 150 روزپیش ، مردم ایران فریب بزرگی خوردند . آقای رهبر که درخیال خود دنیا و ایده آل هایی داشت ، ضمن بازی دادن وقت و سرمایه و برنامه میلیونها ایرانی ، آنچه را که خود خواست از صندوق بیرون کشاند ، مردم و قضاوت افکار عمومی را هیچ گرفت ، و به اتکای سپاه فربه شده ، دستورسرکوب منکرین را داد.
دیروز :
روزهایی  بود که همه در موضع انکار واقعیت  بودند ، بر اثرآوار بهت در روزهای اول و ناباوری از اینهمه وسعت گستاخی ،  گویی  گرد مرگ  بر شهر پاشانده اند ،پذیرش دروغها  انهم با سخیف ترین اشکال عرضه شده از رسانه های حکومت  غیر ممکن بود بررسی فرمایشی نتایج و کننرل ان ، مردم و کاندیداهای معترض  را از پیگیری های قانونی مایوس داشت .و بدتر از آن هر روز  ادبیات  بکار گرفته شده و لحن کلام رهبرو گماشته هایش ، بیش از اصل  تقلب  روح  مردم  را خراشید و عاصی تر کرد.
این  ناچیز شمردن خواست و رای مردم دراعتراض به روند انتخابی در اداره کشور، بهانه اصل  نیروی محرکه فریاد و اعتراض در خیابان   و واکنش های متکثر بود ،  قوای دیکتاتور که تمام محاسباتش بر تسلط بر خیابان و بستن رسانه ها بود ، از درک رسانه های مجازی و فضاهای ارتباطی مجازی قاصر بود ، شهروندان خبرنگار را که چریکی گزارش تهیه می کردند را نمی شناخت و اصلا تصور نمی کردند که این قابلیت ها در اختیار جوانان اینچنین قدرتمند ظاهر شود.

امروز: 
انان خود را برای 10 روز اعتراض و های و هوی و سرکوب  آماده کرده بودند ....  اما حالا مجبور بودند که ادامه دهند .  ادامه یک روش قدیمی رعب و اهانت و سانسور .... در مقابل خلاقیت و جنب و جوش متداوم و متکثر نسلی جوان و جمع فرهیخته اجتماع که با انان همدوش و همراه است .
نتیجه انکه اگر در روز اول ما از برنامه کودتاچیان غافلگیر شدیم و تا زانو درغم رفتیم و نمایش کودتاچیان  را دیدیم ، امروز انان هستند که باید هر لحظه مواجه با 2000 صحنه از مخالفت ها و اعتراض  و بدعت های جدید  در لغو محدودیت ها ببینند .
این وجه تفارق ، کلید فتوحات جنبش سبز بوده است را ما  باید قدر بدانیم و به آن ببالیم  .... دریایی از خلاقیت در واکنش های لحظه ای ، به استهزا کشیدن  ارکان  و حامیان کودتا ، موشکافی ها و کالبد شکافی  دروغ ها و ژست های پوشالی ....
ما باید  بهتر"مشترکات همه گیرمان را  به مدد همان شبکه های ارگانیک  اجتماعی " سازمان دهیم . فراموش نکنیم که تظاهرات های میلیونی  13 آبان یا روز قدس تنها یک وجه از جوشش سبز ها بود.خلاقیت تک تک اعضای سبز است که این جنبش را بی نیاز از بودجه و پول و مبصر و مرید کرده ... 
اصل این سردرگمی و نبود ایده های  موثر مواجهه و مقابله آنان است . اطرافیان آقای رهبر ، صلب تر و منجمد تر از ا ن هستند تا از خود طرحی نو در افکنند.  آنان مثل اصحاب کهف از خواب بیدار شده اند و تازه دارند کیبورد  (صفحه کلید  کامپیوتر) را می شناسند. 








۱۳۸۸ آبان ۱۳, چهارشنبه

ارزش کمی راه پیمایان امروز


شاید بسیاری  از ما در حسرت یکپارچگی جمعیت حاضر و معترض در راه پیمایی 13 آبان ماندیم . چرا که بالاخره  موج جمعیت بهم متصل و یک پارچه در راه پیمایی روز قدس ، واقعا یک  دستاورد ستودنی و مثل زدنی پیش روی ما و ناظرین بود  و خاری در چشم   طراحان  کودتا....هم تاثیر چشمی  و پیام روشن آن انبوه جمعیت بود که این بار" اتاق فکر" کودتا را واداشت تا به کریه ترین اشکال ممکن ، مانع از بهم پیوستن جویبارهای انسانی  شود. با تمام قوا زد و پراکند  تا گلو گاه ها و شریان ها ی شهر را به کنترل درآورد. تا مبادا دوربین ها از گوشه ای مقیاس جمعیتی که ریسک حضور در خیابان را به جان خریدند، یک بار دیگر در یک شات  آفتابی شوند.
امروز واقعا روز سخت و نفس بری بود ، اینبار سبزها صد پاره بودند ، بطور طبیعی از فشار باتوم و تهدیدها می گریختند و در خیابان ها ی کوچکتر و در کنار هم احساس ایمنی موقت خود را یافتند. ماندن و بهم پیوستن  در شرایط غیر قابل پیش بینی  ، موضوعی نبود که رسانه ها و دنیا نسبت به ان بی تفاوت باشد.
ترکیب جمعیت های گرد امده از هر دو طرف  و نشانه های در اختیار انان و معنی جست و خیز آنان را نیازی نیست تا یک جامعه شناس  برشمرد. در افکار عمومی دنیا همیشه ارزش کمی  آن مردم که دور از چتر حمایت قوای حاکم بهم می رسند ، بمراتب بیشتر است.  اعتراض های دیروز  هر چه بیشتر پراکنده  به کوچه ها و خیابان های فرعی  کشانده شد . مردمی تر ، خودی تر و ملموس تر با سایر شهروندان شد.  امان از دشمن نادان  که   هر بار خودی نشان می دهد ، مبارزه  ای آسان تر و همه گیر تر برای مان فراهم می کند .