آیران این روزها از هر زاویه ای قابل نظر و تامل و تحقیق است. فارغ از دریچه سیاسیون و صف بندی های ابلاغی ، حس و دریافت فردی است که می گوید 22 خرداد واقعا یک نقطه عطف است در مناسبات و برنامه ریزی و چرخش کار ما ایرانی ها، ما ا.ز ان روز مواجه با واقعیتی عریان شدیم ، ما مواجه با تغییر و تندی در لحن کلام و خطابه ها شدیم ، ما مواجه با اخطار ها شدیم، ما مواجه با یک کوه از آوار بهت شدیم ، قبل از آنکه به خود بیاییم و از موضع انکار آنچه پیش رویمان گذاشتند؛ خود را خلاص کنیم. راستی من نمی دانم عوارض آنچه از آن روز وارد قلمرو زندگی و برنامه های ما شده تا چه حد مشترک است سمی است فراگیر یازهری است همه گیریا موجی است که بعضی را می بلعد و از بعضی می گذرد. نمی توانم از لفظ همه گیر استفاده کنم ، چه همیشه هستند آدمهایی با دنیایی تز و فرضیه و گلایه و شکایه و نظریه که دور از لحظه مواجهه نافی همه چیزند ، در لحظه رویارویی ، می شوند شخص ثالث و ناظر، از زمینه های ظهور و حضور تبری می جویند و باز همه چیز را خط خطی می کنند. این آدم ها ی آشنا دورادور مان را بستند، حرف حساب ندارند. نمی گذارند برای یک لحظه هوایی بیاد شاید که آنان هم از تازگی آن حض برند. اینها همان ها هستند که در سایر ارکان زندگی درگیرند و پرمسئله ، در دوستی آزار و محورطلبند ف در همسری و برادری و خواهری و فرزندی پرخاشگر و کینه جو و ناسازگار و غرغرو... این ها همه نشانه هایی است که می توان پیشاپیش دانست که من و شما همدل های خود راپیدا کنیم و بدانیم که با چه کسانی می توان در مسیر" سبز" همراهی کرد.
از رای سبز من کجاست شروع شد، تا در پی 24 ماه مطالبات مدنی و بحق سبز جرم شد ولی رویید و رویید ورویید حتی در دوره 1000 روزه حصر رهبران جنبش سبز
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر