شرایط هموطن های به جوش امده در ایران همچنان ملتهب است ، بعضی ها خواسته یا ناخواسته در میان میدان هستند ، عزیزی را در بازداشت یا آسیب دیده دارند ، بعضی ازرویه ها امنیتی رو به فزون ، آسیب کاری و جانی و مالی و حرمت شکنی دیده اند، بعضی از طریق اخبارمنتشره وپرالتهاب در اینترنت و تلویزیون های خارجی در مسیری قرار گرفتند که در دو ماه پیش لحظه ای از آن را متصور نبودند، قاطبه کثیری از هموطنانی که نه روی خوشی به سیاست داشتند نه از آن خیری دیده بودند و حداکثر تلاش خود را داشتند تا از وقایع منسوب به ان با احتیاط عبور کنند ، حالا تا زانو در تلاطم های آمده از نتایج غیر واقعی انتخابات گرفتارشده اند ، اگر هم مستقیما با صحنه های آن مواجه نباشند ، ذهن ها درگیر خبر و تحلیل و در انتظار از وقوع پرده های بعدی است ، آوار خبری این دو ماه ، امکان مکث و تحلیل و شکافاندن ابعاد دیگر خبر را نمی دهد، اگر 10 سال پیش ماجرای کوی دانشگاه ، خوراک خبری 10 ساله راتامین کرد حالا فاجعه کوی امسال در میان سایراخبار گم شده است ، از آن طرف امکان به عمق رفتن اخبار و بالتبع جمع بندی منسجم بسان یک روند را موکول به ایام آتش بس خبری می کنیم ، آیا این خود یک انفعال حاصل از تب سیاسی نیست ، که در ضمن اعلام برائت از علائم و برآیندهای کنش های سیاسی ، زندگی روزانه را با اخبار ایران امروزتمام می کنیم ومنتظر بازی امواج حوادث ایران فردا می مانیم ، انچه که دیگر در این میان رنگ باخته این ژست همیشه روشنفکرو عافیت خواه ما است که امروز واقعا سرگردان در میان قطب بندی های جدید مانده است .
از رای سبز من کجاست شروع شد، تا در پی 24 ماه مطالبات مدنی و بحق سبز جرم شد ولی رویید و رویید ورویید حتی در دوره 1000 روزه حصر رهبران جنبش سبز
۱۳۸۸ مرداد ۱۷, شنبه
در باره ساز و احوال روشنگری ِ ما!!
از قدیم گفتن هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد، بطور مثال برداشت حاصله از سه حالت زیر: 1. لحظاتی پس از فوت ناگهانی فردی، اطرافیان و شاکیان مرحوم از بدی ها و بی کفایتی ها و زشتی قیافه و ناکارآمدی مرحوم یاد کننند. 2 . در پاگیری یک ازدواج معمولی اونم با کف رضایت طرفین ، غرغر های پراکنده و گسسته و توقعات اطرافیان در یادآوری رسم و رسومات و خط و نشون کشیدن ها شروع میشه، آنهم نه مختوم به انصراف که مختوم به دلمردگی طرفین !!! 3 . از احساس یک مال باخته ؛ که در پی دادخواهی اش ، محکوم و مقصر شناخته می شود آنهم به خاطر مزایای مرغوبیت کالای مسروقه اش!! .... اما... من کاری به امکان استفاده از این مثل قدیمی در شرایط مبتلابه رو ندارم . چیزی که عینی ، عملی و علنی و شهودی قابل دریافت است ، خیلی خیییییلی بیش ازاینه .. این روزا جدا از هر تفسیر شخصی که هر کدوم در لابلای تعقیب اخبار و خواندن تحلیل ها و لینک های این و اون داریم ، یک امکان و قابلیت هم یافتیم تا تسلط همه جانبه صاحبان نقد و علاقمندان تفسیر ها رو هم از زوایای رعایت موارد زیر محک زنیم: ( مثل همون رعایت باید نباید های مقاله نویسی های علمی ) هنر اولویت بندی - هنر دسته بندی مطالبات - هنر سامان دهی و تسبیح کردن مطالب قابل عرضه و قابل استناد - هنر پردازش و سمت و سو گیری تفسیر از آغاز تا پایان - هنر ارجاع به فکت های تاریخی - هنر مطابقت دادن مقدمه چینی با نتیجه گیری - هنر چینش فاکتورهای پس زمینه و پیش زمینه - هنر انگیختگی احساس - هنر نسبت بین قیود زمان و مکان با محتوای قابل عرضه - هنر ابراز دو کلمه حرف حساب بدور ازپارازیت و نمایش اندوخته های عصبی فکر نمی کنم فارغ از شرایطی که مبتلای آنیم؛ این قدرت تشخیص ضرورت ها و اصالت تراشی دستاورد کمی باشد .
اشتراک در:
پستها (Atom)