۱۳۸۹ خرداد ۴, سه‌شنبه

تلاشی موفق برای آزادی جعفر پناهی : ما و" سنبه پرزور" جامعه جهانی

 ماهمه با هم هستیم : 
ماجرای جعفر پناهی از آنروز بازداشتش  آغاز نشد ،  پناهی پرآوازه از همان ماههای اول جشنواره ها را سبز کرد و در کنار دانشجویان اعتصاب غذا کرد ، در بهشت زهرا با خانواده کشته شدگان سبز همراهی کرد و دوربین خود را زبان نمادین مشاهدات خود شمرد.  بغض حکومت بیشتر و بیشتر شد تا آنکه در یورش به میهمانی اش او را به بند کشید و در کنار دیگر زندانیان اسیر یزید زمان شد،  از همان ابتدا از خانواده خواسته بود که  بازداشتش را بزرگ نمایی نکنند ، چه بسیار زندانی های گمنام در شرایط بدتر از خود دیده بود. و خود را جدا نکرد، 
در سایه زنجیره بهم بسته  خبر رسانی ، اما وقایع طوری پیش رفت که به مرور با دخالت و نفوذ  کلام بزرگان سینما که همیشه در کانون اخبار دنیا هستند ، قصه مظلومیت پناهی برجسته شد ، همراهی ها و مواضع اهل هنر و سینما  بیشتر شد و همزمان در جشنواره کن که به همت کیارستمی و ژولیت بینوش ، افکار عموم هواداران سینما در دنیا را متوجه خود ساخت ، فشار های مضاعف دیپلماتیک هم پیامد آن شد تا دولت  لجباز و دگم ایران دنبال چاره ای در بازسازی چهره تخریب شده خود از این منظر باشد،  برخورد تند و توهین امیز با پناهی در زندان  بهانه ای به هنگام شد  تا در کن تبدیل به  بمبی خبری و  مملو از ابراز انزجار از برخورد خکومت با کارکزدان گرفتار باشد ، بدون شک اگر از بخت بد دولت کودتا این اتفاقات همزمان همدیگر را حمایت نمی کردند ، بعید بود که این دولت بخواهد دست از گوشمالی کارگردان سبزها بردارد. این درسی است که ما می توانیم در توازن نیروهای بالفعل سبزها از آن با درایت استفاده کنیم و خواسته های خود را به  حکومت تحمیل کنیم ، آزادی ایشان (ولو با وثیقه)  از این منظر  اتحاد و یکپارچگی دستاورد میمونی  برای جنبش سبز است و جای سپاس از همراهی جامعه جهانی  

۱۳۸۹ اردیبهشت ۳۰, پنجشنبه

حکم عدالتخانه ولایی برای محمد نوری زاد مگر چا شنی ضرب و شتم وحشیانه هم داشت؟


 همه احکام دادگاههای نمایشی ایران مایه شرم است اما  حکم نوری‌زاد از همه رسواتر است ):
 لینک به نقل از کلمه  هست  ,فقط  برای یاداوری-http://www.kaleme.com/1389/01/28/klm-16667
 حمد نوری‌زاد متهم است به: فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و توهین به مقام معظم رهبری، رئیس جمهور، رئیس قوه قضائیه و آقای علم‌الهدی امام جمعه‌ی مشهد ... متهم در دادگاه نیز، ضمن پافشاری بر صحت کردار مجرمانه‌ی خود، تمامی اعمال خود را انتقاد سازنده دانسته است. دادگاه، نظر به اینکه در هیچ آئینی، توهین، انتقاد سازنده محسوب نمی‌شود و هیچ عرفی اهانت را انتقاد و دلسوزی نمی‌داند و نظر به‌اینکه رفتار متهم، هیچ سنخیتی با انتقاد و خیرخواهی نداشته بلکه با ظرافت‌های مکتسبه از وادی هنر به نحو مقتضی به هتک حیثیت افراد و در برخی موارد همه‌ی ملت پرداخته‌است.
و متهم چون کاندیدای منظور نظرش نتوانسته اعتماد مردم را جلب کند، توهین‌های زیادی به مردم نیز کرده‌است. محتوای چهارصد و اندی [صفحه] پرونده که مجموع مصاحبه‌ها و نامه‌های متهم می‌باشد، [چنان است]که شان قلم مانع نقل آن است.
ممکن است این الفاظ در محیطی دارای قبح و زشتی کمتری باشد اما نسبت به شخصیت‌هایی که متهم آن الفاظ را به‌کار برده، بسیار وقیح است. البته دادگاه از سن و سال متهم توقع تعادل داشته ولیکن در این سن و سال(۵۸ سالگی) به جهت عدم موفقیت کاندیدای موردنظر وی اینچنین دچار توهمات سنین جوانی شود که نتواند خود را کنترل کرده و مطالبی که حداقل در ظاهر انتقاد است، به بیانی دور از کینه و بغض بیان کند، خیلی جای تامل دارد و در کلمات و ادبیات دشمنان دیرین و نشانه دار نیز این مقدار هتاکی وجود ندارد.