از قدیم گفتن هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد، بطور مثال برداشت حاصله از سه حالت زیر: 1. لحظاتی پس از فوت ناگهانی فردی، اطرافیان و شاکیان مرحوم از بدی ها و بی کفایتی ها و زشتی قیافه و ناکارآمدی مرحوم یاد کننند. 2 . در پاگیری یک ازدواج معمولی اونم با کف رضایت طرفین ، غرغر های پراکنده و گسسته و توقعات اطرافیان در یادآوری رسم و رسومات و خط و نشون کشیدن ها شروع میشه، آنهم نه مختوم به انصراف که مختوم به دلمردگی طرفین !!! 3 . از احساس یک مال باخته ؛ که در پی دادخواهی اش ، محکوم و مقصر شناخته می شود آنهم به خاطر مزایای مرغوبیت کالای مسروقه اش!! .... اما... من کاری به امکان استفاده از این مثل قدیمی در شرایط مبتلابه رو ندارم . چیزی که عینی ، عملی و علنی و شهودی قابل دریافت است ، خیلی خیییییلی بیش ازاینه .. این روزا جدا از هر تفسیر شخصی که هر کدوم در لابلای تعقیب اخبار و خواندن تحلیل ها و لینک های این و اون داریم ، یک امکان و قابلیت هم یافتیم تا تسلط همه جانبه صاحبان نقد و علاقمندان تفسیر ها رو هم از زوایای رعایت موارد زیر محک زنیم: ( مثل همون رعایت باید نباید های مقاله نویسی های علمی ) هنر اولویت بندی - هنر دسته بندی مطالبات - هنر سامان دهی و تسبیح کردن مطالب قابل عرضه و قابل استناد - هنر پردازش و سمت و سو گیری تفسیر از آغاز تا پایان - هنر ارجاع به فکت های تاریخی - هنر مطابقت دادن مقدمه چینی با نتیجه گیری - هنر چینش فاکتورهای پس زمینه و پیش زمینه - هنر انگیختگی احساس - هنر نسبت بین قیود زمان و مکان با محتوای قابل عرضه - هنر ابراز دو کلمه حرف حساب بدور ازپارازیت و نمایش اندوخته های عصبی فکر نمی کنم فارغ از شرایطی که مبتلای آنیم؛ این قدرت تشخیص ضرورت ها و اصالت تراشی دستاورد کمی باشد .
از رای سبز من کجاست شروع شد، تا در پی 24 ماه مطالبات مدنی و بحق سبز جرم شد ولی رویید و رویید ورویید حتی در دوره 1000 روزه حصر رهبران جنبش سبز
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر