۱۳۹۰ تیر ۱۴, سه‌شنبه

ارورتاریخی در محاسبات سرانگشتی و ناکافی مسعود بهنود

با همه ارادتم به بهنود و سبیل کاری اش، توضیحاتش را نه کافی می دانم نه کاملا مربوط به محل مناقشه 60 % گویی اش ، کاش ایشان اساسا برای شفاف کردن نظر ش تنها به روش های مرسوم جکومت اتکا نمی کرد زیرا :

1. فضای بیانی سئوال مورد نظر اصلا ایجاب می کرد که ایشون بی مقدمه  تاکیدش را بر عدد تخمینی و محاسباتی خود بگذارد . عمد ایشون بر تایید 60 % مشارکت ، تلنگری دلسوزانه و بخاطر هشدار به نظر نیامد . بلکه بیشتر نشان از ارعابی خسته در مقابل قدرت مانور حکومت در ایام انتخابات بود ، 

مطمئنا ، این واکنش هرگز بر دوش یک مبارز صلح جو  نبوده و نیست ، در مقایسه واکنش عزت الله سحابی هیچ وقت به این جمع بندی مطلق نمی رسید . لذا انتظار طبیعی از جایگاه ایشان  تحلیلی ماتریس گونه  است که هر نتیجه ای را مربوط به شروطی می کند ،  نه اعمال قاطعیتی که در نظر خلاصه نمی شود و بیشتر به این شبیه است که حکم تاریخ است و گریزی نیست!!!

2. ارزش تاریخ و تکرار تاریخ در لحظاتی و مقاطعی است که تاریخ ساخته شده است و اتفاقات مربوط به انتخابات 88 هم در واقع همان نقطه اتفاق تاریخی است که بر سمت و سوی روش های اتخاذی جمهوری اسلامی اثر گذاشت و لذا می توان آن را از جهاتی بسیار بی بدیل دید. رخداد هایی که واقعا تیم و برنامه ریزان اتاق فکر کودتا را بهم ریزاند.

3. بعد از تیر 1388، تاریخ نمی تواند صفحه های آماده روایت های خود را از تاثیر زخمی عمیق که بر حافظه جمعی مردم شاهد بر سرکوب 88 دور نگه دارد.

4. نمی دانم چرا بهنود عزیز ، یادش رفت که قواعد تکرار تاریخ در میان صفحات متفاوت تاریخ ، نمی تواند همیشگی باشد.
5. شوک حاصل از کشفیات و آگاهی مردم از ماهیت واقعی انتخابات در ایران دستاوردی بزرگ بود که بر اساس تمام نشانه های بایکوت در واکنش های اجتماعی ، جمهوری اسلامی قادر نخواهد بود متکی به سیاق گذشته، مدعی انتخابات مردمی باشد 







هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر